عصر امروز، بندرعباس با حال و هوایی متفاوت از همیشه بیدار شد. از نخستین لحظات آغاز مراسم، گویی تمام ذرات اتمسفر این شهر در انتظار لحظه برخورد عشق حسینی با خاک بندر عبور کردند.
به گزارش هرمزگان گویا، مسیر پیادهروی تحت عنوان حرم تا حرم که از آستان مقدس امامزاده سید مظفر آغاز شد و تا امامزاده شاه محمد تقی ادامه یافت، تنها یک مسیر جغرافیایی نبود؛ بلکه مسیری بود که با قدمهای لرزان پیران و گامهای تند جوانان، به پل ارتباطی میان زمین و آسمان بدل شد.
جمعیت انبوهی که در این مسیر جاری بود، از خردسالانی که با چشمانی پر از کنجکاوی و عشق، پرچمهای سرخ را در دست داشتند تا کهنسالانی که با هر گام، گویی در حال بازخوانی داستان کربلا بودند، همگی در یک حرکت هماهنگ، نشان دادند که اربعین، مرزی میان نسلها ندارد.
در طول این مسیر پرشور، آنچه بیش از هر چیز توجه را جلب میکرد، شور و شوقی بود که در چهرهها موج میزد. این پیادهروی، تجلی عینی مفهوم «جاماندگان» بود؛ کسانی که شاید در زمان اصلی، فرصت یافتن راه را نداشتند اما امروز با تمام وجود، خود را به این قطار عشق رسانده بودند.
در این مسیر، خادمان با روحیهای که فراتر از وظیفه بود، در خدمت زائران بودند. این خادمان تنها به توزیع غذا یا شربت نذری بسنده نکردند، بلکه با نگاهی پر از مهر، به هر زائر خدمتی انسانی ارائه میدادند. از توزیع سادهترین اقلام نظیر دستمال کاغذی گرفته تا تهیه آش و شربتهای خنک برای رفع عطش مردم در گرمای هوا، همگی نشاندهنده آن بود که در مسیر حسینی، هیچ خدمتی کوچک نیست و هر ذرهای از خدمت، عین عبادت است.
در لابلای این جمعیت، طنین صدای دمامزنان و اجرای مراسم تعزیه، فضای معنوی مسیر را دوچندان میکرد.
صدای کوبش دمام، گویی ضربان قلب شهر را با ضربان قلب زائران هماهنگ میکرد و هر کسی را که از کنار این مراسم عبور میکرد، ناخودآگاه به سوی این جریان عظیم جمعیت کشانده میشد.
این مراسمها تنها جنبه نمایشی نداشتند، بلکه تلاشی بودند برای زنده نگه داشتن درد و اندوه کربلا در دلهای مردم بندرعباس.
اما در میان این حجم عظیم از جمعیت و خدماترسانی، صحنههایی وجود داشت که فراتر از یک گزارش خبری، نیاز به تامل داشت.
صحنه ای از ایثار خانوادگی که در آن، مادران با وجود داشتن فرزندان خردسال، در کنار هم به خدمترسانی مشغول بودند.
دیدن مادری که کودک خود را در آغوش گرفته بود و با همان دست دیگر، به زائران شربت نذری میداد، تصویری بود که معنای واقعی «خانواده مذهبی» را در قلب تپنده جنوب ایران نشان میداد.
همچنین، حضور بانوی پیری که با وجود گرمای طاقتفرسای عصر، از آسایش خانه چشمپوشی کرده بود تا در این حماسه سهیم شود، نشان داد که عشق به حسین، فراتر از محدودیتهای جسمی و سن است.
این زنان و مردان، نمادهای زنده وفاداری به آیین اهل بیت بودند که با تمام توان خود، در این مراسم حضور یافتند.
امنیت و نظم این حماسه بزرگ، مرهون تلاش بیوقفه نیروهای انتظامی، امدادگران و جوانان بسیجی بود. حضور مقتدرانه این نیروها در کنار جمعیت، نه تنها امنیت زائران را تضمین میکرد، بلکه آرامشی خاطر را به دل خانوادههایی که همراه زائران بودند، میبخشید.
در نهایت، آنچه این پیادهروی را از یک مراسم مذهبی ساده متمایز میکرد، پیوند ناگسستنی آن با آرمانهای انقلاب اسلامی بود.
زائران با در دست داشتن پرچمهای سرخ، که نماد خون شهادت و ایستادگی است، با فریادهای پرشور خود، پیامهای سیاسی و اعتقادی خود را به گوش جهانیان رساندند.
شعارهای ضد استکبار و حمایت قاطع از رهبری انقلاب، نشان داد که این پیادهروی، تنها مسیری برای زیارت نیست، بلکه رژه بزرگی برای نشان دادن قدرت و اراده ملت است.
مردم بندرعباس با سردادن شعارهایی که نشان از ایستادگی در برابر ظلم داشت، ثابت کردند که ذلت را هرگز نمیپذیرند و مسیر اربعین، مسیر ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی است.
این مراسم که هر ساله با چنان شکوهی برگزار میشود، بار دیگر ثابت کرد که بندرعباس همواره در صف مقدم دین و ولایت ایستاده است.
حماسه امروز، روایتی بود از پیوند میان معنویت، ایثار، امنیت و سیاست؛ روایتی که در آن، عشق به امام حسین علیهالسلام، موتور محرک اصلی برای حرکت به سوی آیندهای روشن و عزتمندانه است.
این جمعیت، این صداها و این اشکها، همه و همه، پیامی واحد داشتند: ما با اربعین هستیم و با آرمانهای انقلاب، تا ابد ایستادهایم.

نظرات 0
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!
افزودن نظر