فاطمه ذاکری کوهستکی، طلبه حوزه علمیه حضرت زینب(س) میناب، در یادداشتی احساسی، از دلتنگی برای رهبر شهید، شکوه حضور مردم در آیین تشییع و عهد دوباره ملت ایران برای ادامه راه مقاومت و همبستگی نوشته است.
به گزارش هرمزگان گویا،«ای رهبر شهیدم؛ رفتی، اما راهت در دلهای ما زنده است.»
روز تشییع تو، تنها روز بدرقه یک رهبر نبود؛ روزی بود که تاریخ، صحنهای دیگر از وفاداری یک ملت را به تماشا نشست. میلیونها انسان از جایجای ایران و حتی کشورهای دیگر، با قلبهایی اندوهگین اما استوار، گرد هم آمدند تا بگویند شهادت، پایان یک راه نیست؛ آغاز ادامه مسیری است که با ایمان و مقاومت ترسیم شده است.
مردم آمدند؛ نه فقط برای وداع، بلکه برای تجدید عهد. آمدند تا نشان دهند که داغ فقدان تو هرچند سنگین است، اما اراده آنان را سست نخواهد کرد. صحنههای همدلی، استقامت و وحدت مردم و استقبال صمیمانه از مهمانان خارجی، تصویری ماندگار از عظمت ملت ایران را در برابر دیدگان جهان به نمایش گذاشت.
آن سحرگاه غمانگیز که خبر شهادتت را شنیدم، گویی دنیا بر سرم خراب شد. با خود میگفتم مگر میشود پدر این ملت دیگر در میان ما نباشد؟ باور این داغ برایم سخت بود و فکر نبودنت، همچون آتشی بیامان، قلبم را میسوزاند.
اما هنوز ساعتهای زیادی نگذشته بود که مردم، سیاهپوش و استوار، به خیابانها آمدند. آن اجتماع باشکوه، امید را دوباره در دلها زنده کرد. فهمیدم که این ملت، در روزهای سخت، بیش از همیشه کنار هم میایستد و با وحدت و همدلی، راه شهیدان را ادامه میدهد.
این صحنهها مرا به یاد فرهنگ عاشورا انداخت؛ فرهنگی که به ما آموخته است با شهادت، راه حق پایان نمییابد. همانگونه که پس از عاشورا، پیام امام حسین(ع) زنده ماند، امروز نیز راه رهبر شهید در دلهای مردم ادامه دارد و هیچ دشمنی توان خاموش کردن این چراغ را نخواهد داشت.
رهبر شهیدم...
چه روزهایی که آرامش قلبم را در نگاهت مییافتم و با شوق دیدارت زندگی میکردم. هرگز تصور نمیکردم روزی حسرت دیدنت بر دلم بماند.
پس از رفتنت، تنها دلخوشیام این بود که خود را به مراسم تشییعت برسانم، گوشهای از تابوتت را بر دوش بگیرم و اشکهای دلتنگیام را همانجا روانه کنم؛ اما این آرزو نیز برایم دستنیافتنی ماند و تنها حسرتی عمیق در قلبم باقی گذاشت.
شبهای زیادی است که در تجمعات حضور پیدا میکنم و هر بار، صحنهای بیش از همه توجهم را جلب میکند؛ حضور مادرانی که کودکان شیرخوار و خردسال خود را نیز همراه آوردهاند. مادرانی که با عشق، ایمان و باور، در حال تربیت نسل آینده این سرزمین هستند.
بیشک، تربیت از آغوش مادر آغاز میشود. کودکانی که از نخستین سالهای زندگی با مفاهیمی چون وطندوستی، عزت، ایستادگی و همبستگی آشنا میشوند، سرمایههای فردای ایران خواهند بود. نسلی که با ایمان و آگاهی رشد میکند و برای سربلندی کشور خود تلاش خواهد کرد.
شور و حضور این کودکان در کنار خانوادههایشان، جلوهای از استمرار یک مسیر است؛ مسیری که از نسل امروز به نسل فردا منتقل میشود. لبخندهای کودکانه در کنار فریادهای پرشور مردم، تصویری ماندگار از پیوند نسلها را به نمایش میگذارد.
این کودکان، با دستان کوچک اما دلهایی بزرگ، امید آینده این سرزمین هستند؛ آیندهای که با تربیت درست، آگاهی، ایمان و مسئولیتپذیری ساخته خواهد شد و فردای ایران را رقم خواهد زد.
با این حال، ایمان دارم که تو از میان ما نرفتهای. نامت، راهت و سخنانت هنوز در قلب میلیونها ایرانی زنده است. تو به ما درس ایمان، استقامت، همدلی و ایستادگی آموختی و این درسها هرگز فراموش نخواهد شد.
امروز ما، ملت ایران، با وجود داغی که بر دل داریم، دوباره گرد هم آمدهایم تا برگ دیگری از حماسه این سرزمین را رقم بزنیم. به دنیا خواهیم گفت که اگر رهبرمان به شهادت رسیده است، آرمانهایش همچنان زنده است و ملت ایران، با توکل بر خدا، وحدت، ایمان و مقاومت، این راه را با قدرت ادامه خواهد داد.
ای رهبر شهیدم... جسمت از میان ما رفت، اما حضورت در قلبهای ما جاودانه شد و راهت تا همیشه ادامه خواهد داشت.

نظرات 0
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!
افزودن نظر